روز آزادی نرم‌افزار ، در حسرت یک همایش واقعی

روز آزادی نرم‌افزار
روز آزادی نرم‌افزار

چهارشنبه هفته‌ی گذشته روز آزادی نرم‌افزار بود و با همین بهانه جشنی در تهران برگزار شد که سعی داشت این روز را گرامی بدارد. در این نوشته نقدی دارم بر این جشن و شاید هم جشن‌های دیگر. قبل از هر چیز این را بگویم که مراسم از ساعت ۸ صبح تا ۴:۳۰ عصر بود و من تنها در ساعت ۹ الی ۱۲ ظهر حضور داشتم و مورد دیگر اینکه بیشتر از ۱ ساعت و نیم در راه بودم که ممکن است این دوری راه هم در نظراتم تاثیر گذاشته باشد.

همه چیز در برابر مفهوم آزادی نرم‌افزار

مراسم در فرهنگسرای ارسباران زیر پل سیدخندان بود. وقتی وارد شدم کمتر از ۲۰ نفر در سالن حضور داشتند و یک نفر هم از میان سالن داشت نظرات خود را درباره آزادی نرم‌افزار می‌گفت. همان بحث‌های همیشگی که ماکروسافت فلان است و لینوکس فلان است و چرا آن یکی بهتر از این است. مطالب ارائه هم یکسری حرفهای کلی و سطحی بود. این بخش واقعا خسته کننده بود یا حداقل از درک من خارج بود که چرا سر موضوع آزادی این قدر بحث می‌کنند. به نظر من همه چیز مشخص است. این موضوعی است که اگر برای کسی هم مشخص نباشد با بحث کردن چیزی حل نمی‌شود. این معمولا بحث اکثر نشست‌ها است که وقت زیادی را سر مفاهیم می‌گذارند و قصد ندارند یک قدم به جلو بردارند.

بر خلاف ارائه دهنده من اصلا حالت گفتگو محور را دوست نداشتم و ترجیح می‌دادم به جای جنگ و جدال‌های بیهوده اطلاعات بیشتری توسط سخنران ارائه شود. برای همین در میانه‌های بحث خسته شدم و ترجیح دادم از کارگاهی که به صورت موازی در طبقه‌ی بالا در جریان بود، دیدن کنم. کارگاه درباره‌ی روباتیک بود. نمی‌دانم انتظار اینکه شخصی که آنجا می‌آید برنامه‌ای برای کارگاه داشته باشد انتظار زیادی است یا نه اما آن دوست خوبمان که ظاهرا دانش قابل قبولی هم داشتند نمی‌دانست قرار است در این کارگاه چه کار کند. برای همین وقت کارگاه به بیهودگی گذشت و من بعد از نیم ساعت آنجا را هم ترک کردم.

آن روز صبح باید یک ایمیل خیلی خیلی مهم را تا پیش از ظهر دریافت می‌کردم و یک ایمیل مهم دیگر را هم ارسال می‌کردم. سرعت اینترنت نهایتا ۳ کلوبایت بود. یعنی ۲۴ کلوبیت، چیزی کمتر از نصف اینترنت‌های دایل آپی که به یاد داریم. این را قبول دارم که شرایط کشور آنقدر پیشرفته نیست که انتظار زیادی داشته باشیم اما وجود یک اینترنت قابل قبول حداقل کیفیت یک همایش است و اگر من بودم با این وضع اینترنت جشنی برگزار نمی‌کردم. هر طور بود با هزار بدبختی و مکافات ایمیل را فرستادم و بعد یک پذیرایی خوب آماده‌ی بخش دوم شدیم.

ادامه‌ی عجیب

بخش دوم ارائه‌ای درباره‌ی سایت‌ها، توزیع‌ها و در کل فعالان ایرانی این حوزه بود. اطلاعات این بخش آنقدر غلط‌های بدیهی داشت که دستم را برای اعتراض بلند کردم اما چند اسلاید که جلوتر رفت دیدم ارزش اعتراض هم ندارد. آخر چه کسی برچسب توزیع فعال را به «لینوکس کارآمد شریف» می‌چسباند یا توزیع‌هایی مثل آلاچیق را که مدتهاست فعالیتی ندارند. یا بخش معرفی سایت که بیشتر به گشایش زباله‌دان تاریخ شبیه بود و هرچه سایت مرده با دامین‌های باطل شده درباره‌ی لینوکس وجود داشت را معرفی کرد که باز هم برای همه نوشته بود: فعال!

بعد از این مرحله نوبت به ارائه‌ی یکی از مسئولان سازمان فناوری اطلاعات رسید که انصافا بعضی حرف‌هایش تازه و دست اول بود. مثل اینکه قرار است رشته‌ی نرم‌افزارهای آزاد (یا چنین چیزی) به صورت آکادمیک تدریس شود که در مرحله‌ی تدوین سرفصل است (البته من هم نفهمیدم یعنی چه و مگر نرم‌افزار آزاد و غیر آزاد از نظر فنی با هم فرق می‌کنند!). بعد از این ارائه هم وقت ناهار و استراحت بود. یک کارت رستوران دادند که چند متری آن طرف‌تر بود و ۱۰ درصد تخفیف داشت. به شخصه انتظار داشتم حداقل مثل جشن انتشار اوبونتو با یک پذیرایی ساده این مرحله را هم به سرعت بگذرانند. تازه در اینجا که از نهادی دولتی مثل سازمان فناوری اطلاعات هم می‌توانستند برای تامین هزینه‌ها کمک بگیرند. من هم که خسته بودم و حال و حوصله‌ی اینکه به جایی دیگر بروم را هم نداشتم تصمیم گرفتم برگردم.

اینها همه خوب است. اینکه کسانی هستند که روز آزادی نرم‌افزار را در این کشور جشن می‌گیرند و در این راه زمان می‌گذارند و هزینه می‌کنند اما حتما می‌توان سطح این همایش‌ها یا جشن‌ها را بالاتر برد حتی می‌توان برای آنها هزینه هم دریافت کرد اما در عوض برای آن به خوبی برنامه ریزی کرد و محتوای در خوری در آنها عرضه کرد. در آخر تنها به این خاطر که این همایش به «آزادی نرم‌افزار» مربوط می‌شد صفت «خوب» را تقدیمش می‌کنم تا شاید در آینده شاهد مراسم‌های بهتری باشیم.