پشت هر استارت آپ یک اتاق ۶ متری سفید است

یادم است یک بار که به یکی از این سایت‌های تازه تاسیس سفارش کالا دادم، وقتی کالا به دستم رسید و با کیفیت نه چندان خوب آن مواجه شدم با یک حالت حق به جانب زنگ زدم و خسارت تلف شدن وقت و هزینه ام را طلب کردم. تصورم این بود که با یک شرکت عریض و طویل روبرو هستم که وقتی سفارش قبول می‌کنند باید از پس آن به خوبی بربیایند! آن روز فکرش را هم نمی‌کردم چند ماه بعد برای تهیه‌ گزارش به آنجا بروم و با یک زیرزمین، چند دستگاه چاپ و یک اتاقک چند متری مواجه شوم. انتظار نداشتم به پای صحبت‌هایشان بشینم و از یک شروع ناگهانی بشنوم که چطور با یک ایده ساده از یک جمع دانشگاهی به آنجا رسیدند.استارت آپ پیک یو یو

پشت هر استارت آپ یک اتاق ۶ متری سفید است که در خانه‌ای در انتهای یکی از بن بست‌های یکی از خیابان‌های شهر واقع شده. خیلی از کسب و کارهای موفقی که در اینترنت می‌بینیم توسط یکی دو جوان در یک مکان کوچک اداره می‌شود. آنها هنگامی که شروع کردند از آینده نترسیدند و خود را در حساب کتاب‌های منطقی گم نکردند چون می‌دانستند انجامش بهتر از انجام ندادنش است، شجاعانه شروعش کردند و الان به خوبی می‌توانند کسب درآمد کنند. از این آدم‌ها کم پیدا می‌شود.  دور و بر ما پر شده از دکتر و مهندس‌هایی که می‌ترسند دست به کاری بزند و اوج خلاقیتشان ثبت نام برای مقطع تحصیلی بعدی است. مثل آنها نباشیم.

پشت هر استارت آپ یک اتاق ۶ متری سفید است، یادم باشد دفعه بعد در برخورد با این کسب و کارها کمی شکیبا تر باشم.

پی‌نوشت: ماجرای این اتاق هم از این قرار است که کل استارت آپ در طبقه زیر هم کف یک آپارتمان بود. وقتی که داخل شدیم دیدیم خانه سه اتاق دارد که یکی انباری بود، در یکی  تعدادی اندک دستگاه‌های چاپ قرار داشت و در کوچک‌ترین اتاق که دیوارهایش کاملا سفید بود، سازندگان (یا هر اسم دیگری که دارد) برند روی یک صندلی قرمز و یک صندلی آبی پشت  دو میز شیشه‌ای کوچک  نشسته بودند و نور چند رنگ شده مهتابی بزرگ فضای اتاق را شدیدا روشن و پر انرژی کرده بود که توسط صحبت پر هیجان و خنده‌های پیاپیشان  دو چندان شد.

پی‌نوشت دو: احتیاج به گفتن نیست که می‌توانید گزارش دو صفحه‌ای چگونگی شروع پیک یو یو را در شماره آینده پیوست بخوانید.