امیر اچ پی کنجکاو کاربرد

محتوا جای اینترنت را می‌گیرد؟

آخرین مصوبه کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات به نظر می‌رسد در چند نکته نخستین گام از مسیر جدیدی است که اینترنت ایران قرار است طی کند. اول اینکه مرز نامرئی محدودیت ۱۲۸ کیلوبیت بر ثانیه همان‌قدر که نامحسوس اجرا می‌شد نامحسوس هم برداشته شد تا جایی که در مصوبه برای سرویس پایین‌تر از یک مگابیت بر ثانیه قیمتی پیش‌بینی نشده است.

دوم آنکه برای اولین بار حجم داخلی از بین‌الملل تفکیک شده و بالاخره حاصل سال‌ها حرف و حدیث بی‌عمل، عملی شد. حالا نه‌تنها کاربر این تمایز را در سرعت حس می‌کند بلکه ترافیک آن نیز جدا محاسبه شده و احتمالاً در آینده هزینه‌های جدایی را نیز در پی دارد. شرکت‌های اینترنتی موظف شده‌اند تا اواسط زمستان سامانه‌های خود را برای این تفکیک ترافیک به‌روزرسانی کنند.

سوم آنکه در این مصوبه مفهومی به نام «هزینه نگهداری» اضافه شده است که به نظر می‌رسد سعی دارد شیوه استفاده از اینترنت را به کلی تغییر دهد. در این روش شما ابتدای هر ماه هزینه نگهداری را می‌پردازید و مناسب با حجم مصرفی هر ماه مبلغی را نیز برای گیگابایت اضافه می‌دهید. با این روش دیگر لازم نیست نگران مصرف کردن حجم هر ماه باشید. این قیمت‌گذاری یکسان آشفته‌بازار طرح‌های اینترنتی را هم سامان می‌دهد.

این تغییرات را هنگامی که در کنار اتفاقات اخیر اینترنت ایران می‌گذاریم، رویکرد نو و مثبتی می‌بینیم. ضمن اینکه اینترنت ایران حالا بازیگران جدید و جوانی هم دارد. شرکت‌هایی که تولیدکننده محتوا هستند یا بستری برای انتشار محتوا به حساب می‌آیند اکنون آن‌قدر بزرگ شده‌اند که بتوانند با ارائه‌دهنده‌های اینترنت پای یک میز بنشینند و آن‌قدر لقمه لذیذی هستند که غول‌های ارائه‌کننده اینترنت را سر سفره بکشانند. قراردادهایی که طی دو ماه گذشته بین تولیدکننده‌های محتوا و ارائه‌کنندگان اینترنت بسته شد نشان از این دارد که اینترنت ایران هم می‌خواهد، یا دست‌کم دوست دارد، به همان سمتی برود که اینترنت جهانی رفت. یعنی مصرف‌کننده تنها پول محتوا را بپردازد بدون اینکه ذره‌ای، از قیمت یا وضعیت ترافیک مصرفی‌اش مطلع باشد.

با این حال یک مشکل بزرگ وجود دارد و آن این است که اساساً تولید محتوا در ایران به سادگی کشورهای دیگر نیست و همواره تیغ بران ممیزی بالای سر تولیدکنندگان محتوا می‌درخشد. همین هم می‌شود که فیلم، موسیقی و سریال سرگرم‌کننده (که اساس مصرف ترافیک اینترنت در عصر جدید هستند) کم یا به کندی تولید می‌شود و به سختی می‌توان روی کسب پول از این محتواها سرمایه‌گذاری کرد. باید دید آیا نگاه نو به کسب درآمد از اینترنت، رویکرد تازه‌ای به تولید محتوا بر بستر اینترنت را نیز در پی دارد یا صرفاً تبدیل به کپی‌بردای ناقصی می‌شود که هرگز موفقیت جهانی‌اش را به دنبال نخواهد داشت

آیا استارتاپ های ایرانی بلعیده می‌شوند؟

ماجرای استارتاپ لست‌سکند که گزارش آن را در شماره  ۲۶ ماهنامه پیوست می‌خوانید در زیر جنگ و جدل‌های سطحی صنفی‌اش، تحلیل عمیقی درباره سرنوشت استارتاپ های آی‌تی ایرانی دارد.  آیا استارتاپ‌های ایرانی به زودی توسط صنفی که از آن بیرون آمده‌اند بلعیده می‌شوند؟

در سال‌های گذشته فناوری اطلاعات همیشه مانند دسر بعد از غذا، جز کوچک اما شیرین و دلچسبی برای یک صنف و بازار به حساب می‌آمد. فرآیند به این شکل بود که یک استارت‌آپ به صورت مستقل بدون اینکه اصلا کاری به کار آن صنف داشته باشد کارش را شروع می‌کرد و  به اعضای آن صنف هم خدمات می‌داد. اما اکنون ورق در حال برگشتن است. صنف‌های قدرتمند در حال پی بردن به ارزش غذایی دسر آی‌تی دنبال این هستند که آن را بخش مهمی از وعده غذایی خود کنند.

در ماجرای لست‌سکند هم ( که سازمان گردشگری طبق بخشنامه‌ای تبلیغ بیش از حد تورها را مشخصا در سایت لست‌سکند ممنوع اعلام کرد) عده‌ای می‌گویند به خاطر شکایات مردم این اتفاق افتاده، عده‌ای دفاع می‌کنند که کسی شکایت نکرده و سیستم رسیدگی به شکایات قوی‌ای دارند، عده‌ای می‌گویند لست‌سکند اوضاع بازار را به هم ریخته، عده‌ای می‌گویند یک درگیری شخصی بین سایت و رئیس سازمان است و در نهایت عده‌ای می‌گویند آژانس‌های بزرگ می‌خواهند از راه‌ها و روابط سنتی و سابق خود استفاده کنند. اما در این بگیر و ببند حقیقت این است که آن آژانس‌های مخالف هم دشمن فروش و تبلیغات اینترنتی نیستند بلکه می‌خواهند سایت خودشان را داشته باشند. تعدادی از آژانس‌های گردشگری با پی بردن به اینکه یک عامل خارجی در حال تنظیم و تأثیر گذاری در بازار است سعی دارند آن را با نمونه‌هایی که از دل خودشان بیرون آمده جایگزین کنند. بازارهای سنتی ترجیح می‌دهند به فناوری اطلاعات همچنان به چشم همان دسر نگاه کنند.

مشابه این ماجرا پیش از این بر سر استارتاپ دیجی‌کالا پیش آمد. هنگامی که بازار سنتی خرید و فروش لپ‌تاپ و موبایل حیات خود را در خطر دید سعی بر حذف این استارتاپ موفق کرد هرچند دیجی‌کالا با قیمت‌هایی بالاتر از کف بازار سعی کرد خود را از هر گزندی حفظ کند و همچنان مثل یک دسر شیرین باقی بماند.
بیرون از ایران هم این اتفاقات غریبه نیست. ورود Uber به عنوان یک استارتاپ مستقل به دل صنف تاکسی‌رانان باعث مشکلات متعددی برای این استارتاپ شد اما به خاطر قدرتی که داشت شکست نخورد چون در کشورهای پیشرفته، آی‌تی پا به پا و حتی فراتر از بازارهای سنتی پیش می‌رود و با قوانین تعریف شده و حقوقی در برابر دیگران کم نمی‌آورد. در حالی که در ایران فرهنگ و فضای نوپای استارتاپ‌های فناوری‌اطلاعات در برابر هر نسیمی بر خود می‌لرزند. این خطری است که در آینده با پا داغ شدن هرچه بیشتر استارت‌آپ‌های فناوری آن‌ها را تهدید می‌کند. حال هرچه پیش می‌رویم احتمال اینکه صنف یا بازار دیگری به اهمیت فناوری اطلاعات پی ببرد و در صدد حذف بازیگران نوپای آن باشد تا خود وارد گود شود، افزایش می‌یابد.

منتشر شده برای ماهنامه پیوست

موتورهای جستجو و توهم آگاهی

استفاده از موتورهای جستجو هر روز در حال افزایش است. همین‌طور که هر ماه حجم اطلاعات اینترنت به شدت افزایش می‌یابد دسترسی به اطلاعات موجود در آن هم سخت‌تر می‌شود. در آینده‌ای نزدیک دیگر هیچ کس نمی‌تواند محتوای خود را به راحتی پیدا کند. پس از روی ناچاری سرگشته و عطشان خود را به یکی از موتورهای جستجو می‌رساند تا این موتور او را به دریای بی‌کران اطلاعات ببرد. بنابراین در آینده‌ای که همین الان کم و بیش شروع شده موتورهای جستجو شاهراه ورودی افراد به اینترنت و دنیای سایبر می‌شوند. پس در چنین شرایطی کافی است دستت را روی گلوی این شاهراه بگذاری تا کنترل بخش زیادی از مردم را در دست بگیری. ارزش موتورهای جستجو در این است.

بر خلاف تصور بسیاری خطر موتورهای جستجو در جاسوسی نیست بلکه در توانایی بالایش در تحریف حقایق است و این کار را بسیار موثرتر از رسانه‌های دیگر انجام می‌دهد. چه دلیلی منطقی‌تر از اینکه به کسی بگویید فلان چیز را برایم پیدا کن و در جواب بگوید: «گشتم همچین چیزی وجود نداشت» یا خطرناک‌تر از آن بگوید «گشتم اما نتایجی که مناسب سلیقه تو است فقط اینها است».

هنگامی که در گوگل کلمه‌ای را جستجو می‌کنید گوگل بر طبق عادت‌ها و رفتارهای گذشته شما که طی سال‌ها جمع‌آوری کرده نتایج متفاوتی را برایتان به نمایش می‌گذارد. یعنی گوگل حقیقت را به شما نمی‌گوید بلکه آنچه را نمایش می‌دهد که شما دوست دارید ببینید. در انتهای این فرآیند شما به مرور در یک حباب اطلاعاتی قرار می‌گیرد که هرگز متوجه نمی‌شوید خارج از آن چه روی می‌دهد. دقیقاً مانند اتفاقی که در کشورهایی با رسانه‌هایی تحت کنترل دولت رخ می‌دهد. همین اتفاق بر سر محتوای اینترنتی می‌افتد. هر روز بیشتر در گوگل جستجو می‌کنید و هر روز بیشتر در حبابی که او برای شما تشخیص می‌دهد گم می‌شود. گوگل هر روز بهتر شما را می‌شناسد و حبابش را کوچکتر می‌کند. شما هرگز نمی‌توانید از آن خارج شوید و بهتر است بگوییم هرگز به وجود آن پی نمی‌برید چون اوضاع همان‌طور که می‌خواهید دوست‌داشتنی است.

گوگل از این کار برای درآمد زایی استفاده می‌کند. اما کشورهایی مانند ایران که به دنبال کنترل رسانه‌ها هستند خیلی خوب می‌توانند با پیاده‌سازی همین روش به اهداف خود که کنترل اطلاعات و جلوگیری از دسترسی به اطلاعات ممنوعه است برسند.

نوجوان که بودم در کتاب هری‌پاتر بخش ممنوعه کتابخانه برایمان هیجان خاصی داشت. رسیدن به اطلاعات مرموزی که کسی حق دانستنش را ندارد برایم جالب و در عین حال بسیار عجیب بود. چند سال بعد در انتهای دوره نوجوانی فهمیدم این «بخش ممنوعه» در واقعیت هم معنا دارد. چیزهایی بود که نه کسی درباره‌شان حرف می‌زد، نه کتابی درباره‌اش بود و نه حتی در اینترنت به راحتی پیدا می‌شد. اطلاعات تاریک اما مهم که در پستوی ذهن آدم‌ها و حافظه رایانه‌ها جا گرفته است.

این شماره از ماهنامه پیوست که درباره موتورهای جستجوی ایرانی مطلب تهیه شده را از دست ندهید.

خطر انفجار حباب استارت‌آپ ها در ایران

 برای مطالعه پرونده حباب‌های سال ۹۳ شماره آخر ماهنامه پیوست را از دست ندهید. 

هفته پیش در مراسمی به نام «تی‌استارت‌آپ» در دانشکده تربیت‌بدنی دانشگاه تهران حضور داشتم بدون اینکه از محتوای آن با خبر باشم به آن‌جا رفتم. گمان می‌کردم یک همایش مختصری درباره استارت‌آپ است و الان با چند سخنرانی دو سه ساعتی همه مراسم تمام می‌شود. اما در کمال تعجب وقتی رسیدم دیدم تازه همه در حال نام‌نویسی هستند بعد از کلی پرس و جو متوجه شدم باز هم قضیه همان ارائه ایده و جذب سرمایه‌گذاری است که آخرش هم کمتر کسی حاضر می‌شود پول مناسبی به یک ایده اجرا نشده بدهد. تا اینجای مراسم خیلی عجیب نبود وقتی شوکه شدم که فهیدم «تی‌استارت‌آپ» یک «شتاب‌دهنده» دیگر است. چند روز پیش هم کسی سایت یک شتاب‌دهنده تازه تاسیس را توییت کرد و گفت که تا به حال آن را ندیده است.  با این حساب در کمتر از یک ماه تعداد شتاب‌دهنده‌های ایران به پنج مورد رسید و شاید از این هم بیشتر باشد و ما خبر نداریم.

استارت‌آپ
بگذارید یک ماجرا را با هم مرور کنیم. از سال ۹۳ که موزاییک به عنوان اولین مرورگر گرافیکی متولد شد رشد شرکت‌های اینترنتی شتاب گرفت. بازار حسابی داغ شده بود. هرکس یک E یا یک دات کام به اسمش اضافه می‌کرد و بعد حسابی می‌فروخت. تعداد زیادی سرمایه‌گذار سود جو هم با در نظر گرفتن آینده فوق‌العاده‌شرکت‌های اینترنتی حسابی روی آن‌ها سرمایه گذاری می‌کردند. دیگر فرق شرکت‌های واقعی و با پتانسیل از شرکت‌های حبابی قابل تشخیص نبود همه داشتند روی اینترنت سرمایه گذاری می‌کردند و انصافا در سال‌های ۹۵ تا ۲۰۰۰ کار و بار اینترنتی‌ها هم حسابی گرفته بود. شرکت‌های اینترنتی بزرگ و بزرگتر شدند تا ناگهان … بوم، حباب دات کام ترکید. از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ بازار فناوری‌های اینترنتی با افت ۵ میلیارد دلاری مواجه شد و تعداد زیادی از شرکت‌ها از بازار محو شدند. ورشکستگی شرکت ورلدکام در آن زمان سومین ورشکستگی بزرگ در تاریخ آمریکا محسوب می‌شد.
مشابه این اتفاق در ایران دارد بر سر استارت‌آپ‌ها می‌آید. اکثر آن‌ها هم در حوزه رایانه و فناوری اطلاعات فعالیت می‌کنند و حتی در طی دو سال گذشته مراسمی نبود که در آن استارت‌آپ‌هایی در حوزه‌های دیگر شکل بگیرد که در این صورت بگوییم این رشد طبیعی است. این اتفاق شاید در ظاهر خوشایند و سودزا باشد اما با توجه به شتاب زیادی که گرفته خطر انفجار این حباب زیاد است.

استارت‌آپ
حالا ۴ شتاب‌دهنده داریم، هزاران استارت‌آپ ریز و درشت و راستی تا از یاد نبردم؛ تهران برای اولین بار در دنیا میزبان ۵ استارت‌آپ ویکند است؛ در دانشگاه‌های امیرکبیر، تهران، شریف، علم و صنعت و شهید بهشتی. از هر کدام هم که ۷ استارت‌آپ بیرون بیاید می‌شود ۳۵ استارت‌آپ فقط در یک هفته.

لینوکس‌مگ ، تحقق یک رویا

لینوکس‌مگ یک نشریه اینترنتی درباره نرم‌افزارهای آزاد و متن باز است که مدتی پیش به عنوان چندمین تلاش برای ارائه یک نشریه در این زمینه، سایت خودش را راه اندازی و برای جمع آوری سرمایه اولیه خود در خواست کمک کرد یا به نوعی، شروع به پیش‌فروش ۱۲ نسخه اولیه نشریه نمود. چنین روشی برای جمع آوری سرمایه شیوه معمولی است که البته در کشور ما در مورد کارهای کوچک کمتر تجربه شده. کلیت این کار فوق‌العاده است زیرا بالاخره بعد از مدت‌ها می‌توانیم یک نشریه جدی را در زمینه لینوکس مشاهده کنیم اما در جزئیات مواردی به ذهنم می‌رسد که شاید بتواند این کار فوق‌العاده را بهتر کند.

لینوکس‌مگ

تا جایی که من می‌دانم پشت این پروژه یکی از بزرگ‌ترین اشخاصی است که تا کنون برای جامعه متن باز ایران زحمات بسیاری کشیده و فروشگاه سیتو هم حاصل دست رنج ایشان است. نمی‌دانم چرا چنین نکته‌ای یعنی تهیه کننده و مسئول اصلی چنین حرکتی در سایت «لینوکس‌مگ» ذکر نشده اما مطمئنا نام بردن از عوامل اصلی به اعتماد سازی و جذب سرمایه‌های بیشتر کمک می‌کند.

لینوکس‌مگ و مدیریت هزینه

در توضیح نشریه ذکر شده‌است که در هر شماره برای حقوق نویسندگان و صفحه آرا نیاز به ۲ میلیون تومان هزینه است. زمان نوشتن این شماره ۲۱ میلیون از ۲۴ میلیون هزینه‌ مورد نیاز تامین شده که با توجه به نام چهار شرکتی که به عنوان پشتیبان آمده ظاهرا مقدار زیادی از این سرمایه توسط آنها تامین شده. از نظر من این هزینه تراشی بی مورد است. مسلما تمام کسانی که نامشان در انتهای سایت آمده حامی آزادی نرم‌افزار هستند و حاضرند که بدون دستمزد برای نشریه‌ای که دوستش دارند کار کنند و همین طور طراحان برجسته‌ای هستند که از نرم‌افزار آزاد حمایت می‌کنند. کاش به جای طرح فعلی که شروع به پیش فروش شماره‌ها کردند با همین مضمون اطلاعیه‌ای می‌دادند و از شرکت‌هایی که خواهان تبلیغ برند خود هستند سرمایه اولیه را جمع آوری می‌کردند نه از خواننده‌ها. با این وجود می‌شد سرمایه جمع آوری شده را در جهت اهداف بهتری خرج کرد مثلا حتی به یک نشریه کاغذی اندیشید که زحمات همگی جاودانه تر نیز بشود یا نسخه الکترونیکی رایگان عرضه شود و کسانی که خواستار نسخه کاغذی هستند هزینه چاپ آن را بپردازند. در حقیقت می‌شد که برای خود نشریه هزینه‌ای از خواننده نگرفت و آن را با تبلیغات جبران کرد.

جای خالی یک ژورنالیست

بار اصلی یک نشریه را سردبیر آن بر عهده دارد. اوست که نشریه را به سمت درست حرکت می‌دهد و با ایده پردازی‌های خود همیشه آن را زنده نگه می‌دارد. احتیاج به یک سردبیر خلاق اصلی‌ترین پیش نیاز یک نشریه است و چه بهتر که چنین کسی به فوت و فن‌های روزنامه نگاری هم آشنا باشد. بدترین اتفاقی که ممکن است درباره لینوکس مگ رخ دهد این است که هرکس یک مقاله بنویسد در نهایت آخر ماه تنها یک مجموعه مقاله بیرون بیاید. نشریه احتیاج به یک مسیر مشخص دارد سردبیر خلاق و آشنا به روزنامه نگاری کسی است که می‌تواند جلوی تکرار یک نشریه را بگیرد. توجه به اتفاقات روز و توجه به مسائلی که در اطراف ما و در داخل کشور اتفاق می‌افتد و تهیه گزارش از آنها یکی از مواردی است که باعث می‌شود خواننده احساس دوستانه‌تری به نشریه پیدا کند و چه بسا با استفاده از این رسانه دردی از جامعه متن باز ایران نیز دوا شود.
در نهایت هم به تمام کسانی که روزگاری آرزوی یک نشریه لینوکسی را داشتند پیشنهاد می‌کنم که حتما از لینوکس‌مگ حمایت کنند.