خطر انفجار حباب استارت‌آپ ها در ایران

 برای مطالعه پرونده حباب‌های سال ۹۳ شماره آخر ماهنامه پیوست را از دست ندهید. 

هفته پیش در مراسمی به نام «تی‌استارت‌آپ» در دانشکده تربیت‌بدنی دانشگاه تهران حضور داشتم بدون اینکه از محتوای آن با خبر باشم به آن‌جا رفتم. گمان می‌کردم یک همایش مختصری درباره استارت‌آپ است و الان با چند سخنرانی دو سه ساعتی همه مراسم تمام می‌شود. اما در کمال تعجب وقتی رسیدم دیدم تازه همه در حال نام‌نویسی هستند بعد از کلی پرس و جو متوجه شدم باز هم قضیه همان ارائه ایده و جذب سرمایه‌گذاری است که آخرش هم کمتر کسی حاضر می‌شود پول مناسبی به یک ایده اجرا نشده بدهد. تا اینجای مراسم خیلی عجیب نبود وقتی شوکه شدم که فهیدم «تی‌استارت‌آپ» یک «شتاب‌دهنده» دیگر است. چند روز پیش هم کسی سایت یک شتاب‌دهنده تازه تاسیس را توییت کرد و گفت که تا به حال آن را ندیده است.  با این حساب در کمتر از یک ماه تعداد شتاب‌دهنده‌های ایران به پنج مورد رسید و شاید از این هم بیشتر باشد و ما خبر نداریم.

استارت‌آپ
بگذارید یک ماجرا را با هم مرور کنیم. از سال ۹۳ که موزاییک به عنوان اولین مرورگر گرافیکی متولد شد رشد شرکت‌های اینترنتی شتاب گرفت. بازار حسابی داغ شده بود. هرکس یک E یا یک دات کام به اسمش اضافه می‌کرد و بعد حسابی می‌فروخت. تعداد زیادی سرمایه‌گذار سود جو هم با در نظر گرفتن آینده فوق‌العاده‌شرکت‌های اینترنتی حسابی روی آن‌ها سرمایه گذاری می‌کردند. دیگر فرق شرکت‌های واقعی و با پتانسیل از شرکت‌های حبابی قابل تشخیص نبود همه داشتند روی اینترنت سرمایه گذاری می‌کردند و انصافا در سال‌های ۹۵ تا ۲۰۰۰ کار و بار اینترنتی‌ها هم حسابی گرفته بود. شرکت‌های اینترنتی بزرگ و بزرگتر شدند تا ناگهان … بوم، حباب دات کام ترکید. از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ بازار فناوری‌های اینترنتی با افت ۵ میلیارد دلاری مواجه شد و تعداد زیادی از شرکت‌ها از بازار محو شدند. ورشکستگی شرکت ورلدکام در آن زمان سومین ورشکستگی بزرگ در تاریخ آمریکا محسوب می‌شد.
مشابه این اتفاق در ایران دارد بر سر استارت‌آپ‌ها می‌آید. اکثر آن‌ها هم در حوزه رایانه و فناوری اطلاعات فعالیت می‌کنند و حتی در طی دو سال گذشته مراسمی نبود که در آن استارت‌آپ‌هایی در حوزه‌های دیگر شکل بگیرد که در این صورت بگوییم این رشد طبیعی است. این اتفاق شاید در ظاهر خوشایند و سودزا باشد اما با توجه به شتاب زیادی که گرفته خطر انفجار این حباب زیاد است.

استارت‌آپ
حالا ۴ شتاب‌دهنده داریم، هزاران استارت‌آپ ریز و درشت و راستی تا از یاد نبردم؛ تهران برای اولین بار در دنیا میزبان ۵ استارت‌آپ ویکند است؛ در دانشگاه‌های امیرکبیر، تهران، شریف، علم و صنعت و شهید بهشتی. از هر کدام هم که ۷ استارت‌آپ بیرون بیاید می‌شود ۳۵ استارت‌آپ فقط در یک هفته.

لینوکس‌مگ ، تحقق یک رویا

لینوکس‌مگ یک نشریه اینترنتی درباره نرم‌افزارهای آزاد و متن باز است که مدتی پیش به عنوان چندمین تلاش برای ارائه یک نشریه در این زمینه، سایت خودش را راه اندازی و برای جمع آوری سرمایه اولیه خود در خواست کمک کرد یا به نوعی، شروع به پیش‌فروش ۱۲ نسخه اولیه نشریه نمود. چنین روشی برای جمع آوری سرمایه شیوه معمولی است که البته در کشور ما در مورد کارهای کوچک کمتر تجربه شده. کلیت این کار فوق‌العاده است زیرا بالاخره بعد از مدت‌ها می‌توانیم یک نشریه جدی را در زمینه لینوکس مشاهده کنیم اما در جزئیات مواردی به ذهنم می‌رسد که شاید بتواند این کار فوق‌العاده را بهتر کند.

لینوکس‌مگ

تا جایی که من می‌دانم پشت این پروژه یکی از بزرگ‌ترین اشخاصی است که تا کنون برای جامعه متن باز ایران زحمات بسیاری کشیده و فروشگاه سیتو هم حاصل دست رنج ایشان است. نمی‌دانم چرا چنین نکته‌ای یعنی تهیه کننده و مسئول اصلی چنین حرکتی در سایت «لینوکس‌مگ» ذکر نشده اما مطمئنا نام بردن از عوامل اصلی به اعتماد سازی و جذب سرمایه‌های بیشتر کمک می‌کند.

لینوکس‌مگ و مدیریت هزینه

در توضیح نشریه ذکر شده‌است که در هر شماره برای حقوق نویسندگان و صفحه آرا نیاز به ۲ میلیون تومان هزینه است. زمان نوشتن این شماره ۲۱ میلیون از ۲۴ میلیون هزینه‌ مورد نیاز تامین شده که با توجه به نام چهار شرکتی که به عنوان پشتیبان آمده ظاهرا مقدار زیادی از این سرمایه توسط آنها تامین شده. از نظر من این هزینه تراشی بی مورد است. مسلما تمام کسانی که نامشان در انتهای سایت آمده حامی آزادی نرم‌افزار هستند و حاضرند که بدون دستمزد برای نشریه‌ای که دوستش دارند کار کنند و همین طور طراحان برجسته‌ای هستند که از نرم‌افزار آزاد حمایت می‌کنند. کاش به جای طرح فعلی که شروع به پیش فروش شماره‌ها کردند با همین مضمون اطلاعیه‌ای می‌دادند و از شرکت‌هایی که خواهان تبلیغ برند خود هستند سرمایه اولیه را جمع آوری می‌کردند نه از خواننده‌ها. با این وجود می‌شد سرمایه جمع آوری شده را در جهت اهداف بهتری خرج کرد مثلا حتی به یک نشریه کاغذی اندیشید که زحمات همگی جاودانه تر نیز بشود یا نسخه الکترونیکی رایگان عرضه شود و کسانی که خواستار نسخه کاغذی هستند هزینه چاپ آن را بپردازند. در حقیقت می‌شد که برای خود نشریه هزینه‌ای از خواننده نگرفت و آن را با تبلیغات جبران کرد.

جای خالی یک ژورنالیست

بار اصلی یک نشریه را سردبیر آن بر عهده دارد. اوست که نشریه را به سمت درست حرکت می‌دهد و با ایده پردازی‌های خود همیشه آن را زنده نگه می‌دارد. احتیاج به یک سردبیر خلاق اصلی‌ترین پیش نیاز یک نشریه است و چه بهتر که چنین کسی به فوت و فن‌های روزنامه نگاری هم آشنا باشد. بدترین اتفاقی که ممکن است درباره لینوکس مگ رخ دهد این است که هرکس یک مقاله بنویسد در نهایت آخر ماه تنها یک مجموعه مقاله بیرون بیاید. نشریه احتیاج به یک مسیر مشخص دارد سردبیر خلاق و آشنا به روزنامه نگاری کسی است که می‌تواند جلوی تکرار یک نشریه را بگیرد. توجه به اتفاقات روز و توجه به مسائلی که در اطراف ما و در داخل کشور اتفاق می‌افتد و تهیه گزارش از آنها یکی از مواردی است که باعث می‌شود خواننده احساس دوستانه‌تری به نشریه پیدا کند و چه بسا با استفاده از این رسانه دردی از جامعه متن باز ایران نیز دوا شود.
در نهایت هم به تمام کسانی که روزگاری آرزوی یک نشریه لینوکسی را داشتند پیشنهاد می‌کنم که حتما از لینوکس‌مگ حمایت کنند.