کارهایتان را کنار بگذارید وقت یادگیری برنامه نویسی است!

هر کسی در این دنیا باید یاد بگیره که چطور یک کامپیوتر رو برنامه‌ریزی کنه به خاطر اینکه این به تو میگه چطوری فکر کنی. – استیو جابز

یاد گرفتن برنامه نویسی ذهن شما را منبسط می‌کند و کمک می‌کند که بهتر فکر کنید. خلق روش جدیدی برای تفکر که فکر می‌کنم در تمام زمینه‌ها مفید باشد. -بیل گیتس

زمان دانشگاه همیشه به کسانی که با یادگرفتن برنامه‌نویسی مشکل داشتند با تعجب نگاه می‌کردم.  بر خلاف خیلی‌ها که معمولا با این درس درگیر بودند من نه اینکه فوق‌العاده باشم اما اصلا مشکلی با آن نداشتم. کسانی بودند که به سختی، ریز به ریز درس را مثل جغرافی و تاریخ حفظ می‌کردند و همیشه انگار که در حال شکنجه دادنشان باشی از برنامه نویسی بد می‌گفتند. اما من مثل یک بازی به آن نگاه می‌کردم.

من خودم را یک برنامه‌نویس نمی‌دانم و اصلا هم فکر نمی‌کنم این همه چیز این دنیاست اما ذات برنامه‌نویسی کار جالبی است. شاید از دیدی بتوان آن را بهترین بازی فکری دنیا دانست.

در برنامه‌نویسی باید یکسری قوانین را یاد بگیرید و بعد از آن بازی را شروع کنید. حالا باید بتوانی همه‌ی مسائل دنیا را از سخت تا آسان در قالب آن قوانین جای بدهید. این تقریبا یک بازی بی‌انتهاست که هیچ وقت هم تکراری نمی‌شود.

و حالا بحث اصلی…

اگر دوست دارید این علم را یاد بگیرید اما حوصله‌ی خواندن کتاب‌های چند صد صفحه‌ای را ندارید یا فکر می‌کنید کار دشوار و وقت گیری است پیشنهاد من یک چیز است: سایت فوق‌العاده‌ی کدآکادمی. بدون شک این سایت با یک سیستم کاملا تعاملی بهترین روش برای یادگیری است. کافی است زبانی را که می‌خواهید یاد بگیرید انتخاب کنید. درس‌ها به خوبی تقسیم‌بندی شده‌اند و هر درس از چند بخش تشکیل می‌شود. در هر بخش ابتدا چند نکته‌ی آموزشی گفته می‌شود و بعد هم یک تمرین به شما داده می‌شود که به صورت آنلاین تفسیر می‌شود.

بدون اغراق این سایت یکی از بهترین سایت‌های آموزشی است که در تمام عمرم دیدم. تنها نکته‌ی منفی تعداد کم زبان‌های برنامه نویسی و تحت وب بودن آنهاست. اما یک استثنا هم وجود دارد: پایتون.

پایتون یک زبان فوق‌العاده برای شروع برنامه نویسی است که هم تحت سرور اجرا می‌شود هم تحت کلاینت. سینتکس این زبان بسیار بسیار آسان است و در مدت کوتاهی عاشقش می‌شوید. این زبان کاملا خلاصه و واضح است. برای مقایسه نمایش عبارت hello world را در پایتون و جاوا می‌نویسم.

در پایتون همه چیز در یک خط نوشته می‌شود:

print("hello world!")

اما در جاوا:

public class Hello {
 public static void main(String[] args) {
 System.out.println("hello world!"); } }

که البته این تنها یک دستور ساده بود. یاد گرفتن یک زبان برنامه‌نویسی اصلا کار سخت و دشواری نیست بر عکس یک حرکت بامزه و جالب است که ذهن شما را باز می‌کند و به فکر کردنتان کمک می‌کند  برای هر آدمی با هر سنی و با هر رشته‌ی تحصیلی خوب است که حداقل یک زبان برنامه نویسی بلد باشد. بعد از اینکه این کار را کردید می‌توانید در مسابقات مربوط به آن مثل ای‌سی‌ام یا مسابقات بیان شرکت کنید یا در یک پرو‌ژه‌ی اپن سورس مشارکت کنید.

پس کارهایتان را کنار بگذارید چون وقت یاد گرفتن یک زبان برنامه‌نویسی است.

برسد به رئیس‌جمهور جدید: در کابینه از آدم‌های علاقه‌مند استفاده کنید، دنیا را گیک‌ها تغییر می‌دهند

منتشر شده در ایتنا

ماجرا از خبرگزاری ایتنا شروع شد که در یکی از خبر‌هایش به نقل از تیم مشاور حسن روحانی دعوت کرده بود که مردم نظرات خود را درباره وزیر جدید ارتباطات برای ایمیل خبرگزاری ارسال کنند تا آنها هم نظرات را در اختیار رئیس جمهور و افرادش بگذارد. پس من هم از این فرصت استفاده می‌کنم و … .

دانشگاهی که در آن درس می‌خوانم دانشکده‌ای دارد به نام کامپیوتر، این دانشکده رئیسی دارد که مدرک دکترایش را چندین سال پیش از یکی از دانشگاه‌های مطمئنا خوب انگلستان (یا همچین جایی) گرفته است. تازه آن زمان که کامپیوتر هنوز این چنین همه گیر نشده بود. سنش هم زیر شصت است مطمئنا. نمی‌دانم شاید شما بگویید حتما خیلی علاقه‌مند و پیگیر بوده که به چنین جایی رسیده. اما من فرض دوم را انتخاب می‌کنم.

دوستی داشتم (یا شاید هنوز هم دارم) که هم رشته‌ای من بود اما اصلا به این رشته علاقه نداشت. دلیل انتخابش را که پرسیدم گفت به خاطر حرف‌ها و اصرارهای دیگران و به خاطر اینکه گفته‌اند در این رشته پول و آینده است فناوری اطلاعات را انتخاب کرده. انتخاب‌های مورد علاقه‌اش اصلا چیزی کاملا متضاد بود: علوم انسانی، جامعه شناسی، حقوق. در عین حال از معدلش هم جزو برترین‌ها بود.

چند ماه پیش فرصتی پیش آمده بود که با بچه‌های انجمن علمی کامپیوتر در روزهای پایانی سال برای اولین بار با رئیس دانشکده دیدار کنیم و از حال و روز خود و آنچه به ما گذشت و آنچه نگذشت گزارش دهیم. پوستر فعالیت‌ها را که جلویش گذاشتیم و کسی هم برای هر کدام توضیح مختصری می‌داد. من به هیچ چیز توجه نمی‌کردم. تمام نگاهم به چهره‌ی آقای رئیس بود، دوست داشتم واکنش‌هایش را در برابر هر پوستر ببینم. از لحظه شروع توضیحات تا خاتمه‌ی آن هیچ کدام از ماهیچه‌های صورت آقای رئیس حتی ذره‌ای هم تکان نخورد. بعضی از پوسترها را با سرعت رد می‌کرد طوری که طرف از توضیح ماندن جا می‌ماند و حرفش را می‌خورد. در کل معلوم بود که اصلا برایش مهم نیست. توضیحات که تمام شد، کمی صحبت کرد و گله کردیم و آخر کار هم مثل همیشه گفت که برای سال آینده کمکمان می‌کند.

فرض دومم این است که این آقای رئیس دانشکده هم در همان مسیر دوستم اینجا رسیدند. یعنی به خاطر آینده پا به این مسیر گذاشته.

دنیای اطراف ما پر شده است از این جور آدم‌ها. آدم‌های که به کارهای خود کوچکترین علاقه‌ای ندارند. آدم‌هایی که صرفا با یکسری ملاحظات و آینده‌ اندیشی‌ها مسیر خود را انتخاب می‌کنند. ظاهرا موفق می‌شوند. امور مهمی را به دست می‌گیرند و سمت‌های بالایی دارند اما باطنا می‌بینیم که کارها آن طور که می‌خواهیم پیش نمی‌رود. هی با خودمان کلنجار می‌رویم: فلانی که دکتر بود تخصصش هم همین بود پس چرا خوب کار نکرد.  دکترایش را از فلان دانشگاه فلان کشور گرفته اما فقط کافی است اندکی با او هم صحبت ‌شوی تا بفهمی ذره‌ای به کاری که می‌کند علاقه ندارد.

وقتی مسابقه ACM  را  در دانشگاه برگزار کردیم هیچ کس برایش مهم نبود. کارهایشان را کردند امضاها را زدند و پول‌ها را دادند اما هیچ کس علاقه نشان نداد که چکار می‌کنید، از چه زبانی می‌خواهید استفاده کنید، کجای کارید، چه تیمی اول شد، سوال‌ها چی بود و … . یا وقتی که بعد از دو سال نسخه‌ای جدید از نشریه را بیرون  دادیم هیچ کدام نیامدند درباره نوشته‌ها با ما صحبت کنند، هیچ کدام نگفتند فلانی نوشته‌ات را خواندیم، فلانی آنجایش مشکل داشت، آنجایش خوب بود، این کار را کنید بهتر می‌شوید، درباره فلان چیز تحقیق کنید و بنویسید و… .

آقای روحانی چیزی که از شما می‌خواهم تنها یک چیز است. این دنیا و این کشور را آدم‌های عادی نمی‌توانند نجات دهند ما به کسانی احتیاج داریم که نه تنها برای کاری که می‌کنند بلکه برای موضوعی که در آن هستند با تمام وجود مایه بگذارند. ما در کابینه به خصوص در وزارت فناوری اطلاعات به کسی احتیاج داریم که علاوه بر علم، عاشق فناوری اطلاعات باشد. آنقدر دست روی آدم‌های پیر و قدیمی نگذارید فکر نکنید آنها با تجربه‌تر و بهتر هستند جوان‌ها شاید تجربه نداشته باشند اما می‌دانند باید کجا بروند شما تنها قدم برداشتن را به آنها یاد دهید مطمئن باشید بهترین مسیر را انتخاب می‌کنند.

امور اصلی را به کسی بسپارید که گیک باشد آنها هستند که همه چیز را تغییر می‌دهند کسانی دوست داشتنی‌هایشان را باور دارند.

+ بعد نوشت: مسلما این نوشته یک ایده‌آل گرایی محض است. اما این ایده‌آل‌ها هستند که به همه چیز معنا می‌دهند.