تنها یک دلیل برای استفاده از نرم‌افزار آزاد: احترام متقابل

حدودا دو ماهی می‌شود که بعد از سال‌ها از اپن‌سوزه به مینت مهاجرت کردم. یعنی مدت‌ها بود توزیعی که بتواند من را قانع کند که عادت‌هایم را در اپن‌سوزه کنار بگذارم پیدا نمی‌کردم تا اینکه آن گمگشته را یافتم. خواستم نوشته‌ای درباره مینت و تجربه کاربری که این مدت از آن به دست آوردم بنویسم دیدم شاید کسی باشد که اصلا نداند لینوکس چیست و به چه دردی می‌خورد. یاد دوران نوجوانی خودم افتادم که چطور با ولع نوشته سایت‌ها را زیر و رو می‌کردم تا مطلبی درباره لینوکس می‌دیدم با اشتها آن را می‌خواندم و هربار دوست داشتم کسی آن را جامع‌تر و کامل‌تر به من تفهیم کند. برای همین فکر کردم اگر دوست نوجوانی احیانا اینجا را می‌خواند یا از طریق جستجو به اینجا رسیده حقش است که یک مطلب جامع را ببیند. برای همین در ۳ نوشته به تشریح این موضوع می‌پردازم. در این نوشته از نرم‌افزار آزاد صحبت می‌کنیم و در نوشته بعدی از گنو/لینوکس.

نرم‌افزار آزاد
نرم‌افزار آزاد

 

نرم‌افزار آزاد چیست؟

هر نرم‌افزار رایانه‌ای از ده‌ها، هزاران یا میلیون‌ها خط کد (متناسب به ابعاد برنامه) تشکیل شده است. بعضی‌ها تصمیم می‌گیرند این کدهایی که نوشته‌اند را بفروشند بعضی‌ها ترجیح می‌دهند از راه‌های دیگری پول کسب کنند. آن‌هایی که می‌خواهند کدها را بفروشند طبیعتا باید جلوی دسترسی و آگاهی از کدها را بگیرند و به نوعی متن برنامه را ببندد. یعنی نگذارند کسی به کدها نگاه کند که احیانا شبیه‌اش را نسازد. این همان کاری است که اپل و ماکروسافت در زمینه سیستم‌عامل‌هایشان انجام می‌دهند یعنی شما هیچ وقت متوجه نمی‌شوید وقتی ویندوز مشکلی پیدا می‌کند اشکال از کدام کدها است و چه اتفاقی زیر آن پوسته در حال رخ دادن است. آن‌ها به شما اجازه نمی‌دهند از درون سیستم‌عامل و نرم‌افزارهایی که از آن‌ها خریده‌اید باخبر شوید یا آن‌ها را مطابق نیاز خود تغییر بدهید.

در مقابل گروه دیگر معتقد هستند که نباید دسترسی کاربران را بر روی کدهای برنامه بست زیرا وقتی شما محصولی را به کسی فروختید باید به او اجازه بدهید هر طور که می‌خواهد از آن استفاده کند و به هر گوشه‌ای از آن که می‌خواهد سرک بکشد و دسترسی داشته باشد. به عقیده این گروه شرکت‌هایی مانند اپل، ماکروسافت، آدوبی، اوراکل، سیمانتک و… که دسترسی به کدهای برنامه‌های خود را می‌بندند در حقیقت همچون سدی در مقابل پیشرفت علم نرم‌افزار ایستاده‌اند و اجازه نمی‌دهند دیگران با محصولات آن‌ها نرم‌افزارهای بهتری به دنیا عرضه کنند. برای همین مفهوم نرم‌افزار آزاد را به وجود آوردند و چهار حق را برای کاربر در نظر گرفتند که طبق آن:

کاربران باید اجازه داشته باشند که نرم‌افزار مورد نظر را برای هر قصد و منظوری اجرا کنند.

کاربران باید اجازه داشته باشند نرم‌افزار را مطابق با نیازهای خود تغییر دهند. برای رسیدن به این هدف، کدهای منبع نرم‌افزار باید در اختیار کاربر قرار گیرد.

کاربران باید اجازه داشته باشند نرم‌افزار را مجدداً منتشر کرده و در اختیار دیگران قرار دهند. این کار می‌تواند به صورت رایگان و یا در ازای دریافت مبلغی پول صورت گیرد.

اگر کاربری نرم‌افزار را تغییر داد، باید اجازه داشته باشد آن را مجدداً اما تحت همان لایسنس آزاد منتشر کرده و در اختیار دیگران قرار دهد. (در مورد نرم‌افزارهای کپی‌لفت، لازم است تا کدهای منبع نرم‌افزار تغییریافته نیز در اختیار کاربران دیگر قرار گیرد)

اصلی‌ترین علت استفاده از نرم‌افزار آزاد

مهم‌ترین دلیل برای استفاده از گنو/لینوکس و در کل نرم‌افزارهای آزاد این است که فرهنگ و فلسفه آزادی نرم‌افزار به شما احترام می‌گذارد یعنی شما برده‌اش نیستید. شما می‌توانید یک نرم‌افزار آزاد را ویرایش کنید و آن را به هرکسی که می‌خواهید بدهید. شما از نظر قانونی مجرم به حساب نمی‌آیید و شرکت تولید کننده به شما به چشم یک کاربر نگاه می‌کند نه یک دزد. هنگامی که از نرم‌افزار آزاد استفاده می‌کنید لازم نیست دست به عمل خبیث کرک کردن بزنید و سعی کنید قفل برنامه را بشکنید. لازم نیست بگویید از چه کشوری هستید. بهترین و باکیفیت‌ترین نسخه برنامه در اختیار شماست و شما به راحتی از آن استفاده می‌کنید. این احترام اصلی‌ترین دلیلی است که باعث می‌شود من از نرم‌افزارهای آزاد استفاده کنم. در کنار اینکه معتقدم فلسفه نرم‌افزارهای آزاد در حقیقت جنبشی است برای حرکت به سمت یک آرمان شهر نرم‌افزاری. آرمان شهری که شما کنترل نرم‌افزار را به دست می‌گیرید نه پادآرمان شهری که نرم‌افزارها کنترل شما را در دست گرفته‌اند. حتی اگر کار کردن با این نرم‌افزارها سخت و وقت‌گیرتر هم باشد (که در بسیاری موارد برعکس است) این فلسفه‌های دوست داشتنی و این اهداف محکم باعث می‌شود تا اگر یک سمت نرم‌افزار آزاد بود و در سمتی دیگر نرم‌افزار انحصاری به سمت نرم‌افزار آزاد بروم.

جشنواره لینوکس امیرکبیر: دو روز تزریق پنگوئن

هجدهم و نوزدهم اردیبهشت ماه امسال نیز مانند سال‌های گذشته دانشگاه امیرکبیر میزبان یکی از جدی‌ترین گردهمایی‌های لینوکسی بود. جشنواره لینوکس امیرکبیر که نمی‌دانم چرا، اما مثل خیلی از ادا و اطوارهای دیگر این ممکلت، پیش وند «ملی» را با خود یدک می‌کشید در حالی که راه خیلی درازی برای رسیدن به چنین جایگاهی دارد. در این دو روز قرار بود که در دو سطح مبتدی و پیشرفته افراد با لینوکس و ابزارهای گنو/لینوکس آشنا شوند.

خود خود لینوکس

جشنواره لینوکس امیرکبیر
جشنواره لینوکس امیرکبیر

راس ساعت ۹:۲۰ مراسم با بیست دقیقه تاخیر شروع شد و بعد از تشریفات همیشگی، بهادر بخشی استادیار دانشگاه امیرکبیر ارائه خود درباره تاریخچه لینوکس را شروع کرد. ارائه کاملی که جزئیات کمتر شنیده‌ شده‌ای را درباره پیدایش این سیستم عامل دوست داشتنی برای ما بازگو کرد و باعث شد چیزهای جدیدی درباره تولد این سیستم عامل و سیستم‌عامل‌های دیگر یاد بگیریم. به عقیده ایشان :«اگر قصد ادامه تحصیل در مقطع دکترای کامپیوتر را دارید حتما باید لینوکس بلد باشید.» آن لحظه این را در ذهنم مقایسه کردم با اینکه مدتها پیش یکی از دانشجوهای دکترای هوش مصنوعی‌ دانشگاه شاهرود از نصب سیستم عامل ویندوز عاجز بود و با خودم گفتم: البته که ظاهرا تعریف دکتر در این کشور چیز دیگری است!

بعد از این معرفی کوتاه شرکت کنندگان دو دسته شدند، عده‌ای به کارگاه‌های تخصصی رفتند و عده‌ای به کارگاه مبتدی تا با توزیع اوبونتو و نحوه نصب آن آشنا شوند. در بخش تخصصی که کرنل نام داشت و من هم در آن بودم باز هم بهادر بخشی مجلس را در دست داشت.  در این کارگاه اول مفاهیم ابتدایی سیستم‌عامل و فایل سیستم‌ها توضیح داده شد سپس نحوه کار با فرآیندها، انواع آنها و مانیتور کردن‌شان بررسی شد. حرف‌های خوبی زده شد و ابزارهای جالبی معرفی شد که خیلی هم تخصصی نبودند و با سطح دانش متوسط من قابل فهم بودند. بعد از آن به بررسی این پرداختیم که واقعا هسته چگونه با سخت افزار ارتباط برقرار می‌کند و چگونه یک داده از سخت افزار را گرفته و پردازش می‌کند. لاگ‌های هسته را بررسی کردیم و اینکه با چه ابزاری می‌توانیم اتفاقات بین سخت‌افزار، درایور ها و هسته را زیر نظر بگیریم. سورس یک نسخه از هسته را برداشته، بازش کردیم و سعی کردیم با بررسی فایل‌های درون آن تا حدودی از ساز و کارش سر در بیاوریم. بررسی کردیم که ماژول‌ها چه ارتباطی با هسته دارند و چگونه وقتی ماژول‌ها روی هارد دیسک است و هنوز ماژول هارد دیسک اجرا نشده می‌توانیم سیستم را بالا بیاوریم و تقش initrd در این میان چیست.

در نهایت هم تصمیم گرفتیم کمی هم دست به خاک ببریم. وقت تنظیم و کامپایل هسته بود، بنابراین با استفاده از کانفیگی که روی دستگاه‌مان وجود داشت متن هسته را کامپایل کردیم و سپس ماژول‌ها را نصب کردیم. تمام این کارها با توضیحات و جزئيات دیگر تمام زمان روز اول را به خود اختصاص داد و از ساعت یازده صبح تا شش عصر سعی شد که با هسته لینوکس بیشتر آشنا شویم.
هرچند وقتی به خانه رسیدم و لپ تاپم را باز کردم هنوز در حال کامپایل هسته بود. این کار آنقدر طول کشید که در نهایت با یک کنترل سی عطایش را به لقایش بخشیدم.

خستگی

روز دوم یعنی جمعه، در حالی که هنوز خستگی پنج شنبه در بدنم باقی مانده بود به سختی از خانه بیرون آمدم و راهی دانشگاه شدم. امروز قرار بود در بخش تخصصی دو کارگاه شبکه و امنیت برگزار شود و در سطح مبتدی (که حالا به متوسط رسیده بود) آموزش‌های سیستم‌عامل و نحوه کار با خط فرمان ادامه پیدا کند.

در این بخش، اول مفاهیم شبکه توضیح داده شد و سپس چندین ابزار پایه مانند route, traceroute , … معرفی شد و بعد کمی از ابزار برنامه نویسی scapy گفته شد و من دائم حسرت می‌خوردم که چرا موقع درس دادن این چیزها را به ما نگفتند که ما بفهمیم پشت این همه تئوری چه خوابیده است. بعد هم سعی کردیم که یک سرور DNS راه اندازی کنیم.

نمی‌دانم از خستگی مفرط من بود یا کیفیت پایین کارگاه امنیت. اما هر چه بود کارگاه هک و امنیت قابل مقایسه با برنامه‌های پیش نبود. اول کمی از تنظیمات فایروال گفتند بعد سعی کردند بین دو کامپیوتر SSH برقرار کنند که نشد و آخر هم با هک همیشگی و بی‌نمک رمز وایرلس WEP همه چیز تمام شد. هرچند ابزارهای جالبی از توزیع کالی برای نفوذ به سیستم معرفی شد که کمی از بی خاصیتی این چند ساعت کم کرد.

آخر همه این‌ها هم باید از دانشکده و انجمن فعال کامپیوتر و فناوری اطلاعات امیرکبیر تشکر کرد که حداقل کمی به فکر چنین رویدادهایی است و تا کنون شش سال است که جشنواره لینوکس  برگزار کرده.

بین خودمان بماند اما آخرش آن‌قدر خسته بودم که تصمیم گرفتم دیگر نه در کارگاه ده ساعته‌ای شرکت کنم نه خودم چنین برنامه‌های فشرده‌ای را برگزار کنم. شاید به جای اینکه هر سال دو روز این چنین فشرده کارگاه‌هایی برگزار شود بهتر بود که در طول سال آهسته و پیوسته این پنگوئن دوست‌داشتنی را به دیگران معرفی کنیم.

نامربوط: بخش خنده دار قضیه هم اینجا بود که هیچ کدام از اساتید گرامی از لینوکس استفاده نمی‌کردند. همه بدون استثنا، اسلاید‌ها را روی ویندوز نشان می‌دادند و لینوکس را به صورت مجازی بالا آورده بودند!

وبگاه جشنواره

بخوانید:

روز آزادی نرم‌افزار ، در حسرت یک همایش واقعی

گنو لینوکس را دوست دارم چون آموخت از تغییر نترسم

 

لینوکس‌مگ ، تحقق یک رویا

لینوکس‌مگ یک نشریه اینترنتی درباره نرم‌افزارهای آزاد و متن باز است که مدتی پیش به عنوان چندمین تلاش برای ارائه یک نشریه در این زمینه، سایت خودش را راه اندازی و برای جمع آوری سرمایه اولیه خود در خواست کمک کرد یا به نوعی، شروع به پیش‌فروش ۱۲ نسخه اولیه نشریه نمود. چنین روشی برای جمع آوری سرمایه شیوه معمولی است که البته در کشور ما در مورد کارهای کوچک کمتر تجربه شده. کلیت این کار فوق‌العاده است زیرا بالاخره بعد از مدت‌ها می‌توانیم یک نشریه جدی را در زمینه لینوکس مشاهده کنیم اما در جزئیات مواردی به ذهنم می‌رسد که شاید بتواند این کار فوق‌العاده را بهتر کند.

لینوکس‌مگ

تا جایی که من می‌دانم پشت این پروژه یکی از بزرگ‌ترین اشخاصی است که تا کنون برای جامعه متن باز ایران زحمات بسیاری کشیده و فروشگاه سیتو هم حاصل دست رنج ایشان است. نمی‌دانم چرا چنین نکته‌ای یعنی تهیه کننده و مسئول اصلی چنین حرکتی در سایت «لینوکس‌مگ» ذکر نشده اما مطمئنا نام بردن از عوامل اصلی به اعتماد سازی و جذب سرمایه‌های بیشتر کمک می‌کند.

لینوکس‌مگ و مدیریت هزینه

در توضیح نشریه ذکر شده‌است که در هر شماره برای حقوق نویسندگان و صفحه آرا نیاز به ۲ میلیون تومان هزینه است. زمان نوشتن این شماره ۲۱ میلیون از ۲۴ میلیون هزینه‌ مورد نیاز تامین شده که با توجه به نام چهار شرکتی که به عنوان پشتیبان آمده ظاهرا مقدار زیادی از این سرمایه توسط آنها تامین شده. از نظر من این هزینه تراشی بی مورد است. مسلما تمام کسانی که نامشان در انتهای سایت آمده حامی آزادی نرم‌افزار هستند و حاضرند که بدون دستمزد برای نشریه‌ای که دوستش دارند کار کنند و همین طور طراحان برجسته‌ای هستند که از نرم‌افزار آزاد حمایت می‌کنند. کاش به جای طرح فعلی که شروع به پیش فروش شماره‌ها کردند با همین مضمون اطلاعیه‌ای می‌دادند و از شرکت‌هایی که خواهان تبلیغ برند خود هستند سرمایه اولیه را جمع آوری می‌کردند نه از خواننده‌ها. با این وجود می‌شد سرمایه جمع آوری شده را در جهت اهداف بهتری خرج کرد مثلا حتی به یک نشریه کاغذی اندیشید که زحمات همگی جاودانه تر نیز بشود یا نسخه الکترونیکی رایگان عرضه شود و کسانی که خواستار نسخه کاغذی هستند هزینه چاپ آن را بپردازند. در حقیقت می‌شد که برای خود نشریه هزینه‌ای از خواننده نگرفت و آن را با تبلیغات جبران کرد.

جای خالی یک ژورنالیست

بار اصلی یک نشریه را سردبیر آن بر عهده دارد. اوست که نشریه را به سمت درست حرکت می‌دهد و با ایده پردازی‌های خود همیشه آن را زنده نگه می‌دارد. احتیاج به یک سردبیر خلاق اصلی‌ترین پیش نیاز یک نشریه است و چه بهتر که چنین کسی به فوت و فن‌های روزنامه نگاری هم آشنا باشد. بدترین اتفاقی که ممکن است درباره لینوکس مگ رخ دهد این است که هرکس یک مقاله بنویسد در نهایت آخر ماه تنها یک مجموعه مقاله بیرون بیاید. نشریه احتیاج به یک مسیر مشخص دارد سردبیر خلاق و آشنا به روزنامه نگاری کسی است که می‌تواند جلوی تکرار یک نشریه را بگیرد. توجه به اتفاقات روز و توجه به مسائلی که در اطراف ما و در داخل کشور اتفاق می‌افتد و تهیه گزارش از آنها یکی از مواردی است که باعث می‌شود خواننده احساس دوستانه‌تری به نشریه پیدا کند و چه بسا با استفاده از این رسانه دردی از جامعه متن باز ایران نیز دوا شود.
در نهایت هم به تمام کسانی که روزگاری آرزوی یک نشریه لینوکسی را داشتند پیشنهاد می‌کنم که حتما از لینوکس‌مگ حمایت کنند.